دنیای کوچک بعضی ها

مدتها هر کس را می دیدی وقتی از هوا صحبتی پیش می آمد، می گفت این چه زمستانی است؟ چرا باران و برفی نمی آید؟ الحمدالله از چند روز قبل کم و زیاد در مناطق مختلف کشور بارش داشتیم. در این روزها عده ای را دیدم که شکر می کردند. اما عده ای همچنان نالان! الان موقع سرما است ما خانه تکانی داریم! الان موقع باد و باران است، ما چند درخت در باغچه ییلاقی اطراف مشهد داریم که درختهاش شکوفه کردند و این هوا همه شکوفه هایش را ریخته! خانم میان سالی را در صف خودپرداز بانک دیدم که رو به آسمان با خدا دعوا داشت: نمی دونی کی باید باران و سرما بفرستی! به خودم گفتم: عجب موجوداتی هستیم ما آدم ها. یک قدم جلوتر از خود را نمی بینیم.

/ 4 نظر / 20 بازدید
...

سلام میشه چند تا موضوع کار نشده درباره دوره صفوی به من معرفی کنید

دریا

آذمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد . ولی او میخواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است زیرا او دیگران را خوشبخت تر از آنچه هستند تصور میکند.......

mahya

سلام استاد..ممنون از شعر زیباتون .. خیلی خوب بود[لبخند]

mahya

سلام استاد..ممنون از شعر زیباتون .. خیلی خوب بود[لبخند]