تصمیم کبری

بنا بر گرایش تحصیلی ام ( تاریخ مغرب و اندلس ) کتاب هایی که در چند سال اخیر از کتابخانه های مختلف می گیرم به زبان عربی و مراجعه کننده بسیار کمتری نسبت به دیگر کتب تاریخی دارند. در روزهای گذشته برای کاری تعدادی کتاب تاریخ به زبان فارسی که طبیعتاً مراجعه کننده بسیار نیز دارد را از یکی از کتابخانه های دانشگاه فردوسی امانت گرفتم. تو گویی بیچاره مطالعه کنندگان قبلی هیچ کاغذ یادداشتی در اختیار نداشتند، زیرا هر صفحه یا نیم صفحه سفیدی که یافتند آن را از نقاشی های افسانه ای، یادداشت خلاصه مطالب، نگارش اشعار رمانتیک بی نصیب نگذاشتند. در یکی از کتاب ها از صفحه سفید پیش از فهرست کتاب شروع کردند و آن را تبدیل به صفحه یادگاری و یادداشت شماره صفحاتی که می بایست مطالعه کنند، نمودند. لابلای فهرست کتاب علاوه بر علامت گذاری با قلم های متفاوت ( که نشان از ادامه فعالیت توسط مطالعه کنندگان بعدی دارد ) به نوشتن برخی از سوتیترها در مقابل آنها پرداخته و با خلاصه نویسی در حاشیه صفحات با قلم های متفاوت، نقاشی اشکال افسانه ای همراه با اشعار رمانتیک، خلاصه یک فصل را بالای صفحه اول هر فصل یادداشت کردن و... به فعالیت مکتوب خود ادامه دادند. عجیب ترین نکته این که بیچاره مطالعه کنده محترم حتی تکه کاغذی نیافت تا در آن تمرین امضا نماید، لذا مجبور شد لابلای سطور کتاب امانتی کتابخانه دانشگاه این کار را انجام دهد!!! 

/ 9 نظر / 37 بازدید
s

وای به روزی که قشر دانشجو حال و روزش این باشد و طرز برخورد با کتاب یعنی مهم ترین وسیله تحصیلش را نداند

حاجری

سلام جدای از بی فرهنگی و بی شعوری برخی از استفاده کنندگان مسولین کتابخانه هم مقصرند. به نظرم کتابدار و قتی می خواهد کتاب را تحویل بگیرد باید نگاهی در آن بیاندازد و در صورت مشاهده ی اینگونه کارها برخوردی صورت گیرد. اینکار را می توان در مورد کتابهای جدید انجام داد و از بروز اینچنین مشکلات تا حدودی جلوگیری کرد. یک انتقاد : اگر در زمانی زودتر از این به روز شوید، بی شک وبلاگتان بیش از این موثر خواهد بود. سپاس

پنجره ای رو به تاریخ

سلام واقعا جالب است که من هم مطلبی را با همین موضوع آماده کرده بودم و حتی به دوستی ( مدیر وبلاگ روزگار سپری شده ) داده بودم که بخوانند و نظر خود را بگویند ولی بخاطر پست هیتلر و اینکه می خواستم در طی سال تحصیلی در وبلاگ قرار دهم تا شاید دوستان بیشتری آنرا بخوانند از انتشارش موقتا دست نگه داشتم. تصاویر فاجعه باری از این هنر نمایی(!) دوستان آماده کردم . از خلاصه نویسی و خاطره نویسی تا عنایت ویژه (!)دوستان دانشجو در شب امتحان نسبت به اساتید و احساس خلاقیت و پیکاسو بودن عده ای . واقعا استعداد های کشف نشده ای را میتوان در این کتاب ها پیدا کرد.

تقوی

با سلام من فکر می کنم علاوه بر اینکه فرهنگ کتاب خوانی به نحو صحیح دانشجو ما یاد نگرفته کتابداران نیز بدون چک کردن کتاب ان را در قفسه می گذارند که البته همه اینجوری نیستند. در دوره ارشد یکی از همکلاسی های ما از پژوهشگاه علوم انسانی کتاب گرفت طبق عادت زیر مطالب مهم خط کشید . وقتی با هم رفتیم که کتابهای امانتی پس بدیم کتابدار کتابها را چک کرد و یک پاکن به دوستم داد و او را مجبور کرد که تمام خط کشی ها را پاک کنه حالا شانس آورده بود با مداد خط کشیده بود. از این برخورد کتابدار ما خوشحال شدیم حتی دوستم که کتابو خط کشی کرده بود چون با یک کتابدار مسئول مواجه شدیم که در کتابخانه های ما تعدادشون نادار است.

پنجره ای رو به تاریخ

سلام آغاز سال جدید تحصیلی را به شما تبریک عرض نموده و بهترین ها را برایتان آرزومندم.[گل]

محدثه گلی دانشجوی مدیریت نیشابور

سرکارخانم زینب علیزاده من یکی ازشاگردان قدیمی شمادرسال 88.89بودم به همراه یکی دیگرازشاگردانتان مریم قادری ازوبلاگتان دیدن کردیم خیلی عالی بود ممنون اززحماتتان

محدثه گلی دانشجوی مدیریت نیشابور

سرکارخانم زینب علیزاده من یکی ازشاگردان قدیمی شمادرسال 88.89بودم به همراه یکی دیگرازشاگردانتان مریم قادری ازوبلاگتان دیدن کردیم خیلی عالی بود ممنون اززحماتتان

غریبه

. . وقتی با تو آشنا شدم درخت مهربانیت آنقدر بلند بود که هرچه بالا رفتم آخرش را ندیدم معجون زیبایت آنقدر شیرین بود که هر چه نوشیدم سیراب نشدم و دریای عشقت آنقدر وسیع بود که هرچه شنا کردم نتوانستم آخرش را ببینم و سرانجام در آن غرق شدم

تقوی

اینکه جناب حاجری این امر را به بی شعوری افراد نسبت می دهند کار درستی نیست. قصد م دفاع از این کار نیست ولی مگر این کار، در دایرهٔ شعور و فرهنگ، چقدر سهم دارد که افراد را متهم به بی فرهنگی و بی شعوری کنیم؟ متاسفانه اکثر مت دنبال «فرهنگ سازی» هستیم و کمتر به دنبال «فرهنگ پذیری» می رویم. همین پیشنهادی که جناب حاجری مطرح کردند، پیشنهاد خوبی ست ولی در لفافه این امر را هم در دنبال خود دارد که تا زور و نظارت بالای سر ما نباشد کاری نمی کنیم.