القاب حکمرانان اموی اندلس1

عبدالرحمن‌ داخل‌ پس‌ از استقرار در اندلس‌ (138هـ.)، از جهت‌ نظام‌ حکومتی‌، همان‌ شیوه ‌امویان‌ دمشق‌ را در پیش‌ گرفت‌ و همه‌ رسوم‌ و نظام‌ آنها را اجرا کرد. وی‌ برای‌ اداره‌ امور، معاونان‌ و مشاورانی‌ برای‌ خود برگزید. از جمله‌ مشاوران‌ او، ابوعثمان‌ عبدالله‌ بن‌ عثمان‌ سرکرده‌ انصار خود و داماد وی‌، خالد بن‌ عبدالله‌ را انتخاب‌ کرد. این‌ دو تن‌ تا مدتی‌ نقش‌ پایه‌های‌ حکومت‌ امیر اموی‌ را به‌ عهده‌ داشتند. عبدالرحمن‌ داخل‌ در بسیاری‌ از لشکرکشی ها حضور داشت‌ و خود فرماندهی‌ سپاه‌ را به‌ عهده‌ می‌گرفت‌. در نظام‌ تشکیلاتی‌ او، امیر در رأس‌ هرم‌ قرار داشت‌. عبدالرحمن‌ داخل‌ با این که‌ حکومتی‌ کاملا مستقل‌ از مرکز خلافت‌ عباسیان‌ داشت‌، اما تا مدتی‌ در خطبه‌ها برای‌ منصور خلیفه‌ عباسی‌ دعا می‌کرد.

در اندلس‌ حکومت‌ اشرافیت‌ عربی‌ حاکم‌ بود. کار در مزارع‌ دور افتاده‌ را به‌ موالی‌ و بربرها سپرده‌ بودند. امویان‌ تلاش‌ کردند تا این‌ نظام‌ نیرومند را سرکوب‌ کنند. عبدالرحمن‌ داخل‌ به ‌موالی‌ و صقالبه‌ مقاماتی‌ داد. زمینه‌های‌ حل‌ شدن‌ عنصر عربی‌ در امت‌ اندلسی‌ را فراهم‌ نمود. این‌ روش‌ در زمان‌ هشام‌ جانشین‌ عبدالرحمن‌ داخل‌ نیز ادامه‌ یافت‌. اما با به‌ قدرت‌ رسیدن‌ حکم‌بن‌ هشام‌، اوضاع ‌ تغییر یافت‌. وی‌ روش‌ نیاکان‌ خود را زنده‌ کرد، بردگان‌ زیادی‌ برای‌ خود جمع‌ و خواصی‌ (رازداران‌) برگزید. حکم‌ بر خلاف‌ پدرش‌ هشام‌ که‌ فقها را در امور مملکت‌ شرکت ‌می‌داد، تلاش‌ کرد از نفوذ ایشان‌ بکاهد و در مجالس‌ خود ندیمان‌ و شاعران‌ را ترجیح‌ داد.

حکم‌ مردی‌ نیرومند و با اراده‌ و زیرک‌ بود. وی‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ هدف‌ از هر وسیله‌ای‌ استفاده‌ می‌کرد. خود را از عامه‌ بسیار بالاتر می‌دانست‌ و بر عکس‌ پدر و نیایش‌ که‌ خود را به ‌مردم‌ نزدیک‌ می‌کردند، حکم‌ خود را از مردم‌ دور کرد. برای‌ خود دربار شاهانه‌ای‌ ترتیب‌ داد. نگهبانان‌ خاص‌ برگزید. بیشتر این‌ نگهبانان‌ از غنایم‌ اربونه‌ که‌ از پدرش‌ هشام‌ به‌ او ارث‌ رسیده ‌بود، انتخاب‌ شدند.

عبدالرحمن‌ دوم‌ معتقد بود که‌ حکومت‌ او به‌ اندازه‌ کافی‌ قوی‌ شده‌ است‌، بنابراین‌ می‌تواند در تشکیلات‌ اداری‌ موروثی‌ امویان‌ تجدید نظر کند. نظام‌ اداری‌ عبدالرحمن‌ به دلیل خشک و در عین حال ساده بودن در مواردی‌ توانایی پاسخ‌ گوی‌ به نیازهای‌ یک‌ دولت‌ بزرگ‌ را نداشت. وی‌ تصمیم‌ گرفت‌ به‌ گونه‌ای‌ از نظام‌ حکومت‌ عباسی‌ تقلید کند و با وجود دشمنی‌ با ایشان‌ گاه‌ افرادی‌ را برای‌ دیدن‌ تغییرات‌ جدید در بار عباسی‌ به‌ آنجا می‌فرستاد. در این‌ نظام‌ (عباسی‌)امیر در رأس‌ حکومت‌ قرار داشت‌ و قوای‌ اداری‌ و شرعی‌، دولتی‌ و ... تماماً در اختیار او بود. اگر برخی‌ اختیارات‌ خود را به‌ فردی‌ اعطا می‌کرد، فرد مزبور تنها در برابر امیر مسئول‌ بود. همه‌ عزل ‌و نصب‌ها در دست‌ امیر بود.

در دوره‌ حکومت‌ محمد بن‌ عبدالرحمن‌، دربار قرطبه‌ راه‌ اعتدال‌ را در پیش‌ گرفت‌. از زیاده‌روی‌ها و نفوذ کنیزان‌ و صقالبه‌ در قصر کاسته‌ شد. اما از نظام‌ اداری‌ دوره‌ عبدالرحمن‌ دوم‌  هم چنان‌ پیروی می کرد. زمام‌ امور در دست‌ دو خاندان‌ بنی‌ شهید و بنی‌ عبده‌ که‌ از زمان‌ عبدالرحمن‌دوم‌ قدرتمند شده‌ بودند، باقی‌ ماند.

دوران‌ حکومت‌ عبدالله‌ بن‌ محمد ایام‌ آشوب‌ و فتنه‌ بود، با این وجود وی به‌ کشور داری‌ توجهی ‌خاص‌ داشت‌. در اقامه‌ عدل‌ تلاش‌ می‌نمود. در هفته‌ یک‌ روز بر دری‌ از درهای‌ قصر خود به ‌دادگری‌ می‌نشست‌. که‌ آن‌ را «باب‌ العدل‌» می‌گفتند. پرهیزگار و فروتن‌ بود. در سرکوب‌ شورش‌ها از بزرگان‌ کارآزموده‌ کمک‌ می‌گرفت‌ یکی‌ از ایشان‌ بنی‌ عبده‌ از اصیل‌ترین‌ موالی‌ بنی‌امیه‌ بودند.

/ 3 نظر / 14 بازدید
مسعود

سلام امیدوارم که بهبود پیدا کرده باشید سلامتی شما آرزوی ماست

احمد

سلام امیدوارم حالتون هر چه سریعتر خوب شه اما در مورد مطالبتون باید بگم خیلی ناقصه و جای گفتن نکته ها به الفاظی بیش از حد پرداختی و حتی این نکته که چرا امویان در ابتدا خود را امیر خواندند رابصورت کامل نیاوردی رابطه ابتدایی آنه با عباسیان را نیاورده ای گرایش مذهبی حکمای اول اموی را نیاوردی شما حتی ننوشتید که عبدالرحمن دوم اولین حکمران اموی بود که خود را خلیفه خواند

احمد

سلام امیدوارم از حرفای من ناراحت نشید ولی شما میتونید بهتر از این خلاصه کنید و در همین حجم نوشتار مطالب زیادی میشه نوشت که یه طورایی بش میگن دایره المعارف نویسی باز هم ممنون که پاسخگوی من بودید