تاریخ مصر باستان ( 3 )

قدیمی‌ترین‌ اهرام‌ پله‌دار مصر توسط‌ یکی‌ از این‌ فرعون ها به‌ نام‌ زوزو[Zozer] ساخته‌ شده‌ است‌. از سلسله ‌سوم‌ به‌ بعد تاج‌ و تخت‌ به‌ دست‌ پادشاهان‌ مصر سفلی‌ رسید. شهر ممفیس‌ در ساحل‌ چپ‌ نیل‌، پایتخت‌ شد. این‌ شهر به‌ برپایی‌ جشن‌ مذهبی‌ به‌ افتخار گاو اپیس‌ معروف‌ است‌.[ آلبرماله، 1342: 1/30] معروفترین‌ فراعنه ‌سلسله‌ چهارم‌ ممفیس‌، خوفو[Khufu]، خفرع‌[Khafre] و منکورع[Menkaure] بودند(در حدود 2700ـ2800 ق. م‌) که‌ اهرام‌ سه‌گانه‌ بزرگ‌ جیزه[ویل دورانت، 1378: 1/178-179؛ مسعودی، 1365: 1/351-352] را بنا کردند.

2ـ امپراطوری‌ میانه‌

حدود 2200 ق. م‌ قدرت‌ به‌ مصر علیا برگشت‌ و سلسله‌ یازدهم‌ در تب‌ تشکیل‌ شد، یکی‌ از فرعون های‌ این‌ دوره‌ ترعه‌ی‌ میان‌ نیل‌ و دریای‌ سرخ‌ را حفر کرد. در این‌ دوره‌ نیروی‌ منظم‌ نظامی‌ مصر از داوطلبان‌ خدمت‌ سپاهی‌ تشکیل‌ شد که‌ وابسته‌ به‌ فرعون‌ بودند، در حالی ‌که‌ قبلاً نیروی‌ نظامی‌ از دسته‌های‌ پراکنده‌ ای‌ تشکیل‌ می‌شد که‌ هر یک‌ از شهرها تهیه‌ می‌کردند. شبه‌ جزیره‌ سینا و سرزمین‌ نوبه‌ نیز به تصرف مصریان در آمد.[ مسعودی، 1365: 1/351-352] سلسله‌ سیزدهم‌ نیز از پادشاهان ‌تب‌ بودند  در حدود 1800 ق. م‌ یا به‌ قولی‌ 1680ق. م‌ هیکسوس ها (پادشاهان‌ چوپان‌) به‌ مصر حمله‌ کردند و حدود دو سده و به‌ قولی‌ پنج‌ سده‌ بر مصر تسلط‌ یافتند.[ دولاندلن، 1345: 1/25؛ ویل دورانت، 1378: 1/184-185] سرانجام‌ شاهزادگان‌ تب‌ قیام‌ کردند و در حدود سال‌ 1580ق. م‌ هیکسوس ها را از مصر رانده‌، مصر سفلی‌ را گرفتند و سلسله‌ هیجدهم‌ را تاسیس‌ نمودند.[دولاندلن، 1345: 1/25]

3ـ امپراطوری‌ جدید

این‌ دوره‌ از قرن‌ 16ق.م‌ آغاز و‌ شامل‌ سلسله‌ هیجدهم‌ و نوزدهم‌ می‌شد. پادشاهان‌ مقتدری که‌ توانستند وحدت‌ مصر را دوباره احیاء نمایند. رامسس‌ دوم‌ یکی‌ از مقتدرترین‌ فراعنه‌ سلسله ‌نوزدهم‌ است‌ که‌ توانست‌ بر فلسطین‌ مسلط‌ شود. رامسس‌ سوم‌ آخرین‌ فرعون‌ قدرتمند سلسله‌ بیستم ‌محسوب‌ می‌شود، وی‌ اقوامی که از راه دریا‌ به‌ مصر دستبرد می‌زدند را بیرون‌ راند.

حدود سال‌1080ق. م‌ سرزمین‌ مصر به‌ دو قسمت‌ تقسیم‌ شد، در شمال‌ سلسله‌ بیست‌ و یکم‌ به ‌قدرت‌ رسید‌ و در جنوب‌ قدرت‌ بدست‌ روحانیون‌ افتاد. از این‌ دوره‌ مجدداً درگیری های‌ شمال‌ و جنوب ‌آغاز گردید که‌ موجب‌ بحران‌ در وحدت‌ سیاسی‌ مصر شد. علاوه‌ بر اختلاف‌ داخلی‌ بر سر قدرت‌، آشوری ها نیز به‌ مصر حمله‌ کردند و حتی‌ تب‌ را به‌ تصرف‌ درآوردند. اما با سقوط‌ آشور در قرن7 ق.م‌(670ق.م‌) مصر از خطر زوال‌ و نابودی‌ رهایی‌ یافت‌ و در دوره‌ سلسله‌ بیست‌ و ششم‌، آرامش‌ و پیشرفتی‌ نصیب‌ مصریان‌ گردید.[ ممتحن، 1385: 1/140؛ مشکور، 1363:  ص132]

4ـ دولت سائیس‌

پسامتیک‌ اول‌ بنیانگذار این‌ سلسله‌ است‌ وی‌ فعالیت‌ گسترده‌ای‌ در راه‌ ساختمان‌ معابد و احیاء و مرمت‌ آنها انجام‌ داد.[آلبرماله، 1342: 1/38] از پادشاهان‌ دیگر این‌ سلسله‌ نخائو دوم و آمازیس‌ بودند. نخائو دوم‌ درگیر جنگ‌ با بخت‌ نصر پادشاه‌ مقتدر بابل‌ گردید و در سال‌604ق.م‌ شکست‌ خورد.[ مشکور، 1363: ص137]

ابن‌ عبری‌ داستان‌ حضرت‌ موسی‌ و سرزمین‌ مصر را نقل‌ نموده[ابن عبری، 1983: ص28-30]‌ و از حضور ارمیای‌ نبی‌ که‌ ابتدا در اورشلیم‌ بود سپس‌ به‌ مصر رفت‌ و آنجا مرد و دفن شد، یاد می‌کند. وی معتقد است‌ که‌ تا زمان‌ حمله ‌بخت‌ نصر بابلی‌، ملوک‌ بنی‌ اسرائیل‌ بر مصر حاکم‌ بودند، سپس‌ ملوک‌ کلدانی‌ بر آنجا ساکن‌ شدند، بخت‌نصر با بنی‌ اسرائیل‌ جنگید و مصر را فتح‌ نمود، کلدانی ها اهل‌ علم‌ بودند.[همو، همان: ص70]

کتابنامه:

- آلبرماله‌ و ژواک‌ ایزاک‌، تاریخ‌ ملل‌ شرق و یونان‌، ترجمه‌ هژیر، چاپ‌ ابن‌ سینا، 1342 ش‌.

- دولاندلن‌، ش، تاریخ‌ جهانی‌، ترجمه‌ دکتر بهمنش‌، چاپ‌ دانشگاه‌، تهران‌، 1345 ش‌.

- مسعودی‌، ابوالحسن‌ علی‌ بن‌ حسین‌، مروج‌ الذهب‌ و معاون‌ الجوهر، ترجمه‌ ابوالقاسم ‌پاینده‌، شرکت‌ انتشارات‌ علمی‌ و فرهنگی‌ 1365 ش‌.

- مشکور، محمد جواد، ایران‌ در عهد باستان‌، سازمان‌ انتشارات‌ اشرفی‌، تهران‌، 1363 ش‌.

- ممتحن‌، حسینعلی، کلیات‌ تاریخ‌ عمومی‌، انتشارات‌ دانشگاه‌ تهران‌، 1385 ش‌.

- ویل دورانت، تاریخ تمدن، مترجمان امیرحسین آریانپور، فتح الله مجتبایی و هوشنگ پیرنظر، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، تهران 1376ش.

 

 

/ 0 نظر / 6 بازدید